هنرکاشیکاری از جمله هنرهایی است که نقش قابل توجهی در تزیینات معماری ایرانی – اسلامی داشته و با گذشت قرن ها همچنان جایگاهش را حفظ کرده است. در کنار گچبری و نقاشی های دیواری، کاشیکاری بینظیرو خوش رنگ و لعاب مساجد، آرامگاه ها، کاخ ها و عمارت ها به این بناها روح و جان بخشیده و چشم هر ببینده را به خود خیره می کرده اند. این فریبندگی و زیبایی منحصر به فرد چشم طمع مجموعه داران و موزه های اروپا و سایر جهان را به خود جلب کرد و آنها را به تکاپوی به دست آوردن گوشه ای از این هنر نفیس ایرانی – اسلامی جهت غنا بخشیدن به موزه ها و مجموعه هایشان وا داشت. هزارن قطعه از آثاربرجسته دوره سلجوقی ، ایلخانی و صفوی همچون کاشی ها ، محراب ها ، کتیبه ها ، ظروف و تزییناتی سرامیکی که نتیجه تجربه تکنیک ها ی مختلف تولید سرامیک و کاشی ،خلاقیت و نوآوری هنرمندان و صنعتگران ایرانی هستند و هر کدام زمانی زینت بخش بنایی ایرانی بوده اند، اکنون داخل ویترین موزه ها و مجموعه های خصوصی سراسر دنیا پراکنده و تبدیل به یکی از جاذبه های در این موزه ها شده اند.

در قرن 19 میلادی همزمان با توسعه روابط سیاسی و تجاری بین ایران و اروپا در دوره قاجار تاریخ و هنر ایران نیز تحت تاثیر توسعه این روابط قرار گرفت سفرا، دیپلمات ها و تجاراروپایی با دیدن شکوه و جلال بناها وآثار هنری ایران هرکدام در صدد بر می آمدند گوشه و یا قطعه ای از این همه زیبایی بی بدیل را به عنوان یادگارو یا غنیمت همراه خود به کشورشان بازگردانند. در مدارک ثبت شده درباره آثارایرانی موزه ویکتوریا و آلبرت آمده است که کاشی های ایرانی به ویژه آثار مربوط به دوره ایلخانیان درنیمه دوم قرن 19 میلادی، در دو مرحله از بناهای موجود جدا شده و به موزه های اروپا و امریکا فروخته و یا اهدا شده اند.
اولین مرحله در بین سالهای 1862 – 1876 میلادی اتفاق افتاد. در این زمان واسطه ها و دلالان، آثار هنری و عتیقه جات را یا به طورمستقل به مشتریان اروپایی خود می فروختند ویا اینکه به استخدام اروپاییان در می آمدند و این آثار را برای آنها تهیه می کردند. در این دوره کاشی های بناهایی در نظنز، ورامین و قم به ویژه مساجد ومقبره ها جدا شده اند ودو تبعه فرانسوی به نام های ژان باتیست نیکلاس (Jean -Baptiste Nicolas 1814 – 75 ) – مترجم هیات های فرانسوی در ایران – و ژول ریشارد ( Jules Richard 1816 – 91 )– عکاس مخصوص دربار ناصر الدین شاه – که سالها در ایران ساکن بودند در این امر نقش پر رنگی داشتند. با همکاری این دو و نفوذی که در دربار داشتند مجموعه کاشی و کتیبه ها و همچنین آثار دیگری از هنر ایران جمع آوری و به مجموعه داران اروپایی و نمایندگان موزه های خارجی همچون سررابرت مرداک اسمیت نماینده موزه ساوت کنزینگتون فروخته شد.
در مرحله بعد در بین سالهای 1900-1881 میلادی آثار تزییناتی بناهای بیشتری در قم، دامغان و کاشان هدف دستبرد گرفتند و کاشی هایی که زینت بخش بناها، مساجد و آرامگاههای ایرانی بودند از جسم و جان این بناها جدا شده و روح بخش مجموعه های خصوصی و موزه های اروپایی و امریکایی شدند.
مطالب مرتبط : نشان از بی نشان ها ؛نقوش معماری میرزا اکبر در لندن
فرش اردبیل تافته جدابافته
شاید بتوان گفت که برای اولین بار در کتاب خاطرات کنت جولین دو روششوار(Count Julien de Rochechouart)، وزیر مختار فرانسه می توان نشانه هایی از دستبرد اروپاییان به آثار و به خصوص کاشیکاری و تزیینات بناهای ایرانی دید. وی در سال 1867 ، در کتاب خاطراتش از سفرش واقامتش در ایران در سال 1864-1863، هنر کاشی کاری ایرانی را بسیار تحسین کرده است به خصوص کاشی های مسجد و آرامگاه شیخ عبدالصمد نطنز – که در سال 1308 میلادی تزیینات کاشی آن انجام شده است – بسیار مورد توجه او بوده است و اعتراف می کند که تعدادی از این کاشی ها را در مالکیت خود دارد .
با توجه به توضیحات وی “این کاشی ها با نقوش اسلیمی ، گل و برگ و پرنده تزیین شده اند و حاوی نوشته هایی به زبان فارسی و برخی نیز کتیبه های قرآنی با رنگ آبی لاجوری به صورت برجسته می باشند”. روششوار در بخشی از خاطراتش زیبایی منحصر به فرد این مسجد را ستایش می کند ولی در همینجا نیز از کنده شدن تعدادی از کاشی ها صحبت کرده است.
آنچه که مسلم است و با نگاهی به مجموعه های ارزشمند موزه های جهان می توان دریافت این است که موزه دارن و مجموعه داران بریتانیایی علاقه و توجه خاصی به آثار نفیس هنری ایران به ویژه کاشی داشتند . موزه ویکتوریا و آلبرت لندن (ساوت کنزینگتون سابق ) از موزه های بزرگ جهان است که مجموعه ای از برجسته ترین و عالی ترین آثار هنر ایرانی – اسلامی را نگهداری می کند . این موزه به عنوان موزه هنرهای کاربردی و جهت توسعه کیفیت طراحی صنایع تاسیس شد . بنابراین افراد متخصص بسیاری در سراسر دنیا جهت جمع آوری و مطالعه آثارو صنایع هنری کشورهای مختلف با موزه همکاری می کردند. یکی از مجموعه های نفیس این موزه آثار کاشی و سرامیک ایرانی – اسلامی است که توسط سر رابرت مرداک اسمیت Sir Robert Murdoch Smith جمع آوری شد .
سر رابرت مرداک اسمیت (1835 – 1900) مهندس و باستانشناس اسکاتلندی اولین باردر حفاری های موزه بریتانیا در هالیکارناس ( بدروم امروزی ) در ترکیه حضور داشت و به دلیل علاقه به باستانشناسی در سال 1860 خود سرپرستی گروهی را درحفاری های شرق لیبی بر عهده گرفت. در سال 1865 مدیریت اداره تلگراف هند و اروپایی بریتانیا در تهران را عهده دار شد . او سفرهای زیادی به مناطق مختلف ایران داشت و زبان فارسی را به خوبی و سریع آموخت .مرداک اسمیت شیفته تاریخ و فرهنگ ایران شد و به مطالعه و تحقیق درباره آثار هنری و تاریخی ایران نمود وبه عنوان نماینده رسمی موزه ویکتوریا و آلبرت ( ساوت کنزینگتون آن زمان ) آثار نفیس و برجسته ایرانی را برای موزه خریداری می نمود . وی این مسئولیت را تا سال 1885 که در ایران حضور داشت ادامه داد و پس از بازگشت به انگلستان مدیریت موزه علوم وهنر ادینبورگ به او واگذارشد.

نفیس ترین و ارزشمند ترین آثاری که مرداک برای موزه تهیه کرد مجموعه ای متعلق به ژول ریشارد بود. چارلز جیمز ویلز (C.J.Wills 1842-1912)پزشک مخصوص تلگرافخانه هند و اروپایی انگلستان در ایران درکتاب خاطراتش خانه و مجموعه وی را چنین توصیف کرده است :” این مرد فرانسوی مجموعه بزرگی از عتیقه جات با ارزش داشت که به ما نشان داد .همه آثار بی نظیرو فوق العاده بودند . ( از آن زمان ) 17 سال گذشته است و اکنون از هر 100 اثر ایرانی 90 اثرساختگی و بدلی هستند. در میان گنجینه او یاقوت هایی به اندازه سکه های 2 شیلینگی با نقش برجسته های دوره ساسانی بود که بعدها توسط آقای آلیسون ( از وزرای پادشاهی بریتانیا ) به قیمت بالایی خریداری شد . علاقه دیوانه واراو به آثار هنری ایران فقط به این منتهی نمی شد و مجموعه کاشی هایی دیدیم با رنگ و لعاب هفت رنگ ( متالیک ) و نوشته های برجسته که بعد ها نمونه آنها در مجموعه ها و موزه های ملی دیده شدند .”
ژول ریشارد ملقب به رضا خان از اکتبر 1833 در تهران زندگی می کرد او عکاس دربار ناصرالدین شاه بود و از 1851 به عنوان معلم زبان فرانسه در دارالفنون استخدام شد . در سال 1857 به اسلام گروید و نام رضا را برای خود انتخاب کرد . وی در اولین سفر ناصرالدین شاه به اروپا به عنوان مترجم همراه وی بود و همزمان نیز به عنوان مجموعه دار و دلال آثار هنری ایران فعالیت می کرد . در روزنامه خاطرات سفرسوم فرنگستان ناصرالدین شاه آمده است که ریشارد آثار هنری را از ایرانیان و سایر دلالان خریداری می کرده و گاهی هم این آثار به وی هدیه داده می شده است. تهیه این آثاری همچون کاشی ،کتیبه . محراب های مساجد و اماکن مذهبی برای کسی چون ریشارد ساده تر بود چرا که او مسلمان بود و امکان ورود به اماکن مذهبی را داشت و از طرف دیگر ارتباط تنگاتنگ با دربار و دولت ایران داشت .
ریشارد بخش بزرگی از مجموعه اش را در سال 1875 به مرداک اسمیت فروخت که وی این آثار را بین موزه ویکتوریا و آلبرت و موزه ادینبورگ دوبلین تقسیم کرد . ریشارد مابقی آثار بخش ایران را در نمایشگاه پاریس در سال 1889 به نمایش گذاشت. ناصرالدین شاه در سفرش به پاریس در سال 1889 میلادی از نمایشگاه آثار ایران در پاریس دیدن کرد و به طور واضح اذعان داشته که ” کاشی های امامزاده ها ” جزئی از مجموعه ریشارد بوده اند. حقیقتی که دو مفهوم را در بر دارد . اولا اینکه شاه جدا کردن کاشی ها را از بناهای مذهبی هتک حرمت به این بناها نمی دانست و به طور آشکار این مجموعه را تحسین کرده است . دوما اینکه فروش آثار بلافاصله بعد از نمایشگاه پاریس قبل از انتقال آثار به پاریس و با کسب رضایت دربار و شخص شاه برنامه ریزی شده بوده است و حضورناصرالدین شاه در این نمایشگاه مهری بر تایید این موضوع است.
بعد از بسته شدن نمایشگاه پاریس مرداک اسمیت مجددا برخی از آثار را برای موزه ویکتوریا وآلبرت خریداری کرد و بخشی از مجموعه هم به فردریک دوکین گادمن جانور شناس انگلیسی( 1834-1919) فروخته شد. از جمله 600 اثر سفال و سرامیکی که بنا به وصیتش توسط نوه دختری اش به موزه بریتانیا اهدا شد . در بین این آثار می توان کاشی های زرین فام با لعاب هفت رنگ و کتیبه های برجسته مسجد و آرامگاه شیخ عبدالصمد نطنز را نیز یافت که در بین سالهای 1863-1862 از بنا جدا شده بودند.

آثار ارائه شده در نمایشگاه پاریس بخشی از مجموعه ای بود که در سال 1875 به اروپا انتقال داده شد چرا که از این سال به بعد به دلیل حساسیت روحانیون و علما به دستبرد به بناهای مذهبی ایرانی و اطلاع مرداک اسمیت از این موضوع باعث شد که در انتقال آثار احتیاط بیشتری به خرج دهند. در نهایت در سال 1876 دولت تحت فشار علما فرمانی جهت حفاظت از بناهای مذهبی صادر نمود. هرچند که این فرمان مانع خروج آثار ایرانی نشد اما از این پس منشا آثار مشخص نیست و آثار به صورت ناشناخته و بدون اطلاعات دقیق به اروپا انتقال داده می شدند و در ثبت آثار محل آنها ذکر نمی شد و تنها به ” اثری از مسجدی در ایران ” اکتفا می کردند.
اما در کنارخرید مجموعه های غنی از آثار نفیس ایرانی از دلالان عتیقه ، مرداک اسمیت حامی هنرمندان معاصر نیز بود. او مجموعه ای از آثار علی محمد اصفهانی را که به سفارش خود او ساخته می شد برای موزه خریداری نمود و رساله ای که علی محمد اصفهانی درباره سرامیک نوشته بود در سال 1888 با عنوان” On the Manufacture of Kashi Earthenware Tiles and Vases” در ادینبورگ چاپ کرد.
مرداک اسمیت در سال 1884 در نامه ای به موزه درباره علی محمد اصفهانی نوشت :
” من چندین کاشی دیواری را به سفالگر جوانی در اصفهان سفارش داده ام که تجربه ساخت آثاری به تقلید از( کاشی های ) دوره صفوی را دارد . اخیرا من برخی آثاری که او ساخته است دیده ام که به دلیل ارزش بالای هنری و طرح های اصیلی که دارا می باشند مرا شگفت زده کرده است . ( او) تنها تکنیک تهیه لعاب و خمیر سنگ را کپی کرده است”.

مرداک اسمیت نتیجه تحقیقات و مشاهدات ارزنده خود را درباره آثارنمایش داده شده در سال 1876 در موزه ویکتوریا و آلبرت را در کتابی به نام ” هنر پارسی ” منتشر کرد. وی اطلاعات مفصلی از این آثار ارائه داده است . از جمله شرح مفصلی بر سرامیک های سفید و آبی پرداخته است. او به راحتی چینی های آبی و سفید ساخت چین را از نمونه های ایرانی تشخیص می داد. این علاقه باعث گردید موزه ویکتوریا و آلبرت در حال حاضر بزرگترین مجموعه چینی های آبی و سفید ایرانی را بالغ بر 500 اثر درمجموعه آثار خود جای دهد.
آنچه که مسلم است دستبرد به آثار تاریخی ، هنری و فرهنگی هر کشور تعرض به میراث معنوی و تاریخی – فرهنگی آن کشور می باشد. اما با نگاهی متعادل تر می توان گفت که کیفیت و کمیت مطالعات و تحقیقات مرداک اسمیت وتلاش وی در جمع آوری مجموعه های ارزشمند تاثیری عمیق در پذیرش هنر ایرانی و شناخت آن در جهان به ویژه در بریتانیا داشته است و پایه اصلی حفظ و نگهداری مجموعه وسیعی از هنرهای برجسته و بی نظیر ایرانی در موزه ویکتوریا و آلبرت می باشد . اگرچه به قیمت جدا شدن روح از بدن بناهای ایرانی و جان بخشیدن به دیوارهای بی روح موزه های جهان بوده و همچنان زخم های آن بر بناهایی چون مسجد شیخ عبدالصمد نطنزبر جا مانده است.
منابع :
- Venetia Porter , 2007,Islamic Tiles , Interlink Book Publishing group and British Museum Press.
- Tim Stanley with Mariam Rosser – Owen and Stephen ,2004,V&A publications.
- Tomoko Masuya, Persian Tiles on European Walls, (Collecting Ilkhanid Tiles in Nineteenth – Century Ars Orientalis Vol. 30, Exhibiting the Middle East: Collections and Perceptions of Islamic Art (2000), pp. 39-54 (16 pages) ,Published by The Smithsonian Institution.
- britishmuseum.org
- vam.ac.uk